در باب عشق
عشق همواره با اندوه همراه خواهد بود ; همواره به اشک آلوده خواهد شد ;
آغازش شیرین و پایانش تلخ خواهد بود ;
هرگز در حد اعتدال نخواهد ماند یا افراط است یا تفریط ;
لذت عشق هرگز به اندوه و محنتش نخواهد رسید ...
همواره نا پایدار , دروغین و پر نیرنگ خواهد بود ;
چون غنچه ای نا شکفته به یک دم خواهد پژمرد ;
ریشه اش زهر آگین و شاخه اش پر بار از میوه هایی چنان فریبنده خواهد بود که واقع بین ترین مردم را بفریبد .
عشق تواناترین کسان را نا توانتر از همه خواهد ساخت ;
با خردان را به خاموشی و بی خردان را به سخنگویی وا خواهد داشت ;
عشق سستی انگیز آشوبگر و مایه هرزگی خواهد بود .
پیران را وادار به زیر پای گذاشتن اصول عقل و سلامت خواهد کرد .
به هرزگان وحشی روی ستیز بازو خاموشی خواهد آموخت ;
توانگران را به خاک خواهد افکند و بی نوایان را توانگر خواهد کرد ;
مردم را از خشم و گستاخی دیوانه و از سستی و نرم خویی ابله خواهد ساخت ;
جوانان را پیر و پیران را طفل طبع خواهد کرد .
در آنجا که هیچ سببی نیست بد گمانی بر خواهد انگیخت و آنجا که راستی و یک دلی وجود ندارد , اعتماد به وجود می آورد .
جایی رحیم و مهربان و جایی بسیار سنگ دل است ;
آنگاه که راست می نماید بیش از هر وقت آدمیان را خواهد فریفت ;
هر جا که رامتری می نماید سر سخت تر است ;
دلیران را بد دل و ترسو و ترسو ها را دلیر خواهد کرد .
عشق انگیزه جنگ و حادثه های شوم خواهد بود , پسر و پدر را به جنگ با یکدیگر خواهد کشانید ;
محکوم به هر گونه نا رضایی و شلیسته آن است , چنان که هر ماده خشک و قابل سوختن محکوم به سوختن است . |